تبليغاتX
عشق شیشه ای
|+|نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 14:50 توسط اسد |

آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز

و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران

|+|نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 ساعت 14:33 توسط اسد |

اگر روزی دلت نخواست صدای کسی رو بشنوی به من بگو قول می دهم سکوت کنم

 

 

اگر روزی دلت خواست گریه کنی نترس به من بگو قول نمیدهم بتوانم بخندانمت اما من هم میتوانم با تو گریه کنم

اگر روزی دلت خواست از اینجا بری به من بگو شاید نتوانم از رفتن باز دارمت اما من هم می توانم با تو بیایم

اما اگر روزی صدایم کردی و پا سخی نشنیدی زود بیا شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم

|+|نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 22:40 توسط اسد |

مهمترین راز ارامش سازگاری با همه چیزه

|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 16:28 توسط اسد |

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند

تا وجودم ذراتی از خاک ایران شود .

( کورش کبیر )

|+|نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 20:54 توسط اسد |
امروز که محتاج توام جای تو خالی است فردا که میای بسراغم نفسی نیست در من نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز رو فردا بیا با ما که فردای نمی ماند که از تقدیر ما در این دنیا کسی چیزی نمیداند
|+|نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 21:50 توسط اسد |

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

 

|+|نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 ساعت 23:56 توسط اسد |
شيشه دل را شكستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود
|+|نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 22:6 توسط اسد |
|+|نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 22:29 توسط اسد |
|+|نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 22:27 توسط اسد |

آخرین نوشته ها